پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
202
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
چهارم اينكه نيزه نبايد در روى زين قرار گيرد و نوك آن به سمت خارج باشد ؛ زيرا در اين صورت وقتى دشمن نزديك شد ، نمىتوان عمل مؤثرى انجام داد . بايد نيزه را پايين گرفت و بازو را رو به عقب برد تا به اين ترتيب موقعى كه دشمن نزديك شد ، مرد جنگجو دست خود را با نيزه به جلو پرتاب كند و ضربهء مهلكى وارد آورد . شاه صحيح مىگفت و اين مطلب نبايد به نظر سواران ما كه عادت دارند نيزه را روى زين گذارند ، غيرعادى تلقى شود ؛ زيرا شكل نيزهء ايرانيان با شكل نيزههاى ما به كلى متفاوت است . سخنان شاه با تحسين حاضران مواجه شد و براى اينكه من از قافله عقب نمانم ، گفتم : هميشه درس را بايد از معلم و متخصص فراگرفت و در جنگ نيز استاد مسلم ، شاهعباس است كه سالهاى متمادى قشون خود را در صحنههاى كارزار زيركانه رهبرى كرده است . شاه با شكستهنفسى و خوشحالى خنديد و گفت ؛ واقعا كار زيادى در اين راه انجام نداده است ، در پاسخ اظهار داشتم كه ديگران بايد قضاوت كنند و تمام دنيا ، امروز به اين حقيقت واقف است . در مورد زخمى كردن اسب گفتم : ما غربىها نيز در موقع جنگ به اين مطلب توجه داريم ، منتهى پاى اسب را آماج قرار مىدهيم ، تا زودتر بر زمين افتد . چون شاه مايل بود از شيوهء جنگ كردن ما آگاه شود ، در اين باره با او صحبت كردم و راجع به تشكيل سپاه نيز اطلاعاتى در اختيارش گذاشتم و از وضع پيادهنظام و ترتيب قرار گرفتن سوارهنظام و توپخانه و چيزهاى ديگر ، مطالبى برايش گفتم كه با لذت به آن گوش فراداد و براى اطرافيان همه را بازگو كرد . بهخصوص براى آنها با علاقهء تمام توضيح داد كه چگونه گلولهء تفنگ ، از راه دور به هدف مىخورد و ضربهاى چنين مهلك وارد مىكند . در حقيقت مدتى است كه شاه خيال دارد سپاهى از تفنگداران مجهز به تفنگهاى جديد تشكيل دهد ؛ ولى هنوز در اين راه توفيقى نيافته است . شاه سپس از پادشاهان مسيحى سؤال كرد و گفت : چرا آنان در مقابل تركها با يكديگر متحد نمىشود ؟ به او پاسخ دادم كه آنها با يكديگر اختلاف دارند و خيلى مشكل است كه بتوانند در امرى وحدت نظر به دست آورند . وى خطاب به كسان خود گفت : اگر اين پادشاهان با يكديگر اتحاد داشتند ، سلطان عثمانى اكنون در قسطنطنيه نبود و بعد خطاب به من اظهار كرد ، بهطور كلى مسيحيان تمايلى به جنگ ندارند و راحتى را ترجيح مىدهند و واقعا شرمآور است كه آنان به علت اختلافات داخلى ، خود را چنين زبون و ذليل تركها كردهاند . گفتم : سلطان عثمانى تا به حال خاك كشورهاى ما را فتح نكرده است و آنقدر كه ما به او صدمه زدهايم ، صدمهاى به ما وارد نياورده است . شاه گفت : او قسطنطنيه و يونان را گرفته است ؛ پاسخ دادم ، يونان نيز مانند روسيه